تبلیغات
RedStorks
میگن تو بهشت ترتیب روزها
 اینجوریه...
پنج شنبه بعداز ظهر..
جمعه صبح...
اول فروردین...
پنج شنبه بعداز ظهر...
جمعه صبح....
عید نوروز...!
و دوباره تکرار میشه



 ولی میگن تو جهنم ترتیب روزا اینجوریه:
عصرجمعه
صبح شنبه
شب کنکور
٣١شهریور
عصر ١٣به در
دوباره: عصر جمعه
صبح شنبه
شب کنکور
۳۱ شهریور
عصر سیزده به در !




بهرحال راه توبه بازه، دیگه خودتون میدانید...


بقیه در ادامه مطلب . . . 


تورو خدا دم عیده
اگه از کسی کدورتی چیزی دارید 
زنگ بزنید چند تا فحش بدید 










کدورتا تمدید بشه نیان خونتون .
 
اجیل اینقدر گرونه قسطی میدن !!!

 
تو دانشگاه از یه دختر خوشم اومد

یه اسکناس در آوردم روش شماره نوشتم و رفتم بهش گفتم این پول تازه از جیب
 شما افتاد 
دختر منگول رفت باهاش ساندویچ خرید












 حالا مشکل اینجا نیست 
درد من اینه که ساندویچیه از ساعت 12 شب تا الان داره پیام میده میگه از ساندویچ خوشت اومد عزیزم

یکی بگه اینو کجای دلم بزارم


میگن شبایی که خوابت نمیبره یکی داره بهت فکر میکنه
.
.
.
.
.



.
گرفتار شدیم ها
هر شب؟؟؟هر شب؟؟؟

توکی هستی دس از سرم بردار؟!


زنه به شوهرش میگه میدونستی پنگوئن نر تا وقتی جفتش نیاد غذا نمیخوره و اگر جفتش بمیره با یکی دیگه جفت نمیشه؟
.
.
..
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
شوهرش میگه اون احمقه دیگه, راه رفتنش رو ندیدی مثه اوسکلاس 


خواستم بحث زن گرفتنو باز کنم :
به مامانم میگم بزرگیترین آرزوت برای من چیه؟







میگه اون گوشیت بسوزه ؟!؟!


قبلانا میگفتن عروسیت



ﻳﺎﺭﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﺍﻧﮕﻠﻴﺲ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻣﯿﺸﻪ.
ﻣﯿﮕﻦ ﺳﺨﺘﺖ ﻧﯿﺲ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮﻥ ﻃﺮﻑ ﺭﺍﺳﺘﻪ .
ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪﺑﺎﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺗﻒ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﺎﻓﺮ



تهرانیه: ما یه خونه داریم 3000متراژه
شمالیه: ما یه ویلا داریم 3هکتار 







آبادانیه: کا دمتون گرم،ما یه خونه داریم،وقتی ازاین اتاق به اون اتاقش بری باید نمازت وشکسته بخونی آخه مسافر حساب میشی.



ﺩﺧﺘﺮﻩ به ﭘﺴﺮﻩ میگه: ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻦ !
پسره ﻣﯿﮕﻪ : 28 ﺳﺎﻟﻤﻪ ! ﭘﺰﺷﮑﻢ، ﺩﻭ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ، ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ لکسوس
ﻣﺸﮑﯿﻪ ! ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮐﺎﺭﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻩ، ﺗﮏ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ !
و ﺷﻤﺎ ؟









دختره میگه: به ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ، ﻫﻤﺴﺮﺕ


روزی یک کشاورز در مزرعه خود یک مرغابی زخمی پیدا کرد. 
 مرد با آنکه کار زیادی در مزرعه داشت دست از کار کشید ومرغابی زخمی را به خانه برد 
ابتدا کمی آب به او داد. 




سپس او را کشت
پاک کرد
و فسنجان درست کرد و خورد


داستان ها بر اساس انتظارات شما خاتمه نمی یابد



مامانم مسافرته زنگ زده میگه خونه رو تمیز کن شاید با خاله ت اینا بیایم 
خبر نداره بعد از دو ساعت که داشتم از تشنگی تلف میشدم آخرش از آب گلدون خوردم ! توقعایی دارنا !؟!؟!؟! 



جای سوختگی رو پام بود به مامانم نشون دادم گفتم این جای چیه !؟؟؟؟
گفت بچه بودی چهارشنبه سوری رفتیم خونه بابابزرگ اینا از رو اتیش پریدی گفتم اهان پس اونجا اینطوری شد
 گفت نه

 اومدیم خونه قاشق داغ گذاشتم رو پات تا دیگه از این غلطا نکنی ..... ( ^_^)
.
.
.
.

.
.
.
.
مادر من.. مادر من.. تو یاری و یاور من ..... 

برچسب ها : جوک جدید , جوک باحال , جوک خنده دار , پیامک جدید , پیامک خنده دار , مطلب طنز , مطلب خنده دار ,

نظرات () نویسنده: محمد علی رضایی سه شنبه 25 اسفند 1394 - 03:16 ب.ظ

آخرین مطالب

 

لینکدونی

ADS

آمار بازید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما