محمد علی رضایی شنبه 29 اسفند 1394 01:18 ب.ظ نظرات ()
دوستم علوم سیاسی میخونه. باباش بهش قول داده اگه پسر خوبی باشه و معدلش بالای 18 بشه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
براش یه تاکسی بخره تا کامل بتونه سیاست رو در کف جامعه تىوریزه کنه 




بقیه در ادامه مطلب . . . 
شیخی را پرسیدن علاج عشق چیست..؟؟؟


 شیخ رفت وبالشی را بیاورد سپس سرش را بر روی بالش قرار داد وفرمود







گم شین بیرون میخوام بخوابم.. شیخ خسته بود خسته



ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮐﻼﺱ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺑﺮﺍﯼ مادربزرگم ﻣﯿﺬﺍﺷﺘﻢ که پیامک ﺯﺩﻥ ﺭﻭ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻩ... 
ﺍﻻﻥ ﻣﺪﯾﺮ ﻧﺼﻒ ﮔﺮﻭﻩ‌ﻫﺎﯼ ﺗﻠﮕﺮﺍﻡ و واتس‌اپه  
اسمشم گذاشته DJ بانو... 
اشتباهی به تورش نیفتی 



یه برنامه از تو گوشیم پاک کردم ۲۴۸ کیلو بایت بود.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
قشنگ شنیدم موقع پاک شدن میگفت من جای کی رو تنگ کرده بودم؟
بخدا تو مسلمون نیستی




یارو پدرش تو بستر مرگ بوده میگه بیا بشین کنارم کارت دارم
بعد یه چوب می ده دست پسرش.
پسره هم که می خواسته زرنگیشو نشون بده قبل از حرف زدن پدرش چوب رو می شکنه.
پدره سکته می کنه درجا میمیره.

مامانش میگه خاک تو سرت این ساز فلوت از هفت نسل قبل دست به دست به پدرت رسیده بود! :| :|




رفتم باغ وحش. از مسئولش پرسیدم قفس خرسا کجاست؟


گفت بازدیدکننده هستید؟







گفتم نه از اقوامشون هستم داشتم رد میشدم گفتم یه سلامی عرض کنم... 




دو تا گوجه فرنگی داشتن با هم دعوا میکردن یه گوجه سبز میاد وسط جداشون کنه میگن سید لطفا شما دخالت نکن




روزی شیخی  از حال رفت 










 



از پذیرایی اومد

غافل گیری از صفات شیخ  بود



آقا یه سوال ؟؟؟ 












این مخترع كاسه توالت ناراحت نمیشه ؟

ما میرینیم تو اختراعش؟؟؟؟؟؟ 





یه ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﺻﻒ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﯾﮑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻣﯿﮕﻔﺖ:














ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﺭﮎ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﻨﻦ ،
ﯾﮑﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻮﺯﯾﺪ ،
ﮐﻨﺎﺭﯾﺶ ﮔﻔﺖ ﺗﺼﻮﯾﺐ ﺷﺪ 
کلن ملت شادی هستیم... 




منو دزدیده بودن دزده زنگ زد خونمون..
مامانم جواب داد.
دزده گفت:ما بچتونو دزدیدیم پنجاه میلیون پول بیارید تا برش گردونیم...
مامانم گفت بهش آب میدین؟
دزده گفت آره
 گفت غذا میدین بهش؟ گفت آره،
گفت جایه خواب داره؟ گفت آره......،
گفت : بیاین داداششم ببرید!!!!!
هیچی دیگه دزده برام آژانس گرفت گفت برو خونتون پوله آژانسم داد....
من خودم دلم بود بمونماا ولی وای فای نداشتن اومدم 



بدترین قسمت سرماخوردگی اینه که :

آبریزش بینی داری بعد تو یه جمع
یکی یه چیز باحال تعریف میکنه میزنی زیر خنده ...
.
.
.
.
یه حباب اندازه توپ هفت سنگ از دماغت میزنه بیرون